تبلیغات
به وبلاگ خودتان خوش آمدید - راه مقابله و ترک بیماری مهلک استمنا(خود ارضایی) - خود ارضایی یا مرگ تدریجی 2
این درگه ما درگه نومیدی نیست//صد بار اگر توبه شکستی بازآی
رشا

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین باری الخلائق اجمعین و الصلوه و السلام علی عبد الله و رسوله و حبیبه و صفیّه وحافظ سرّه و مبلّغ رسالاته سیدنا و نبینا و مولانا ابی القاسم محمدو اله الطیبین الطاهرین المعصومین . اعوذ با لله من الشیطان الرجیم :

ابتدا ما به بررسی این مسئله از دیدگاه پزشکی نوین و دیدگاه خوداندیشمندان غربی می پردازیم سپس راه اصلی و منشا اصلی ان را بررسی کرده وراه ترک این عمل را برای شما به یاری خداوند برای شما روشن می کنیم ، انشا الله .

فروید ، پدر علم روانکاوی بر این باور است که برقراری رابطه ی جنسی در انسان از دو خواستگاه متفاوت نشات می گیرد.رویکرداوّلیّه غریزی یا فیزیولوژیک است و ددیگری پی امد ماهیّت نفسانی -عاطفی انسان ها است. با در نظر گرفتن دیدگاه فیزیولوژیک ، رابطه ی جنسی در نتیجه ی رشد ویژگی های ابتدایی جنسی در افراد ایجاد می شود.به عبارت دیگر انسان ها زمانی که از نظر جسمی به رشد کافی می رسند ، آمادگی برقراری رابطه ی جنسی را پیدا می کنند .(این دوران که بلوغ نام دارد، در خانم ها در سن 18 سالگی و در آقایون در سن 21سالگی به آخرین مرحله ی خود می رسد.)

در طول 7 سال ابتدایی زندگی ، نیروی جسمی در یک پسر در تمام قسمت های بدن او توزیع می شود.از 7 تا 14 سالگی ، نیروی جنسی به اعضای جنسی منتقل  می شود.(دراقایون در بیضه ها و در خانم ها تخمدان) در این زمان تفاوت های ظاهری میان جنس مذکر و مونث پدید می آید.در مردان استخوان ها قدری درشت تر شده و بدن عضلاتی تر می شود، و به تدریج تن صدای آنها تغییر پیدا می کند. البته باید توجه داشت که این تغییرات با گذر زمان تکمیل می شود . شروع این تغییرات حاکی از ابتدای سن بلوغ است ، پس از آن منی و به مثابه آن اسپرم تولید می شود ولی اسپرم ها در این زمان به بلوغ کامل نرسیده اند. بر اساس پژوهش های پزشکی ، محقیقین براین باورند که اسپرم ها در سن 18 سالگی شروع به بالغ شدن می کنند و در سن 21 سالگی مرحله ی بلوغ انها تکامل پیدا می کند. در این زمان رشد بیضه ها وغددمترشحه داخلی بدن به آخرین حد خود می رسد.

-ارتباط میان غدد جنسی و غدد درون ریز در ارگانیسم :

در بدن انسان 7 غده مترشحه داخلی وجود دارد.هر یک از این غدد هورمون های متفاوتی را ترشح می کنند، که پیام های مختلفی را به اعضای دیگر منتقل می سازند.این غدد مسئول تنظیم و تعدیل عملکردهای مختلف بدن از جمله : رشد، فشارخون،دمای بدن،میزان کلسیم،شکر،فسفرواز همه مهم تر عملکرد جنسی افراد هستند.زمانی که هریک از این غدد به نحوی قادر به نشان دادن واکنش درست از خود نباشد، بدن ممکن است با انواع و اقسام مختلف اختلالات مواجه شود.به همین دلیل است که برخی از افرادی که در غدد خود با اختلال روبرو می شوند، با استفاده از هورمون های مصنوعی نیاز بدن خود را نرتفع می سازند.مهم ترین غده درون ریز غده ی هیپوفیز نام دارد،این غده توانایی ان را دارد که به کل غدد درون ریز شدت و با کسرتعمل وارد کند.غده ی هیپوفیز همچنین از جمله مهم ترین غده های جنسی نیز محسوب می شود.غده ی معروف هیپوفیز که محور اصلی کنترل فعالیت های بیضه ای است.کنترل کلیه ی تنظیمات جنسی در بدن آقایان و خانوم ها را به عهده دارد. در مردان این غده فعالیّت های جنسی خود را از زمان بلوغ - یعنی درست وقتی که هورمونهایی را به منظور تحریک اعضای جنسی به خون می فرستد، کار خود را شروع می کند.

همه افراد در تمام طول زندگی خود دائما در حال انتقال و تغییر انرژی هستند.همه چیزهای فیزیمی در زندگی انسان ها شروع و پایانی دارند و رابطه ی جنسی ازاین امر مستثنی نخواهدبود.اندام های جنسی انرژی را تولید می کنند که باعث ایجاد تمایلات و گرایش های جنسی در افراد ، هستند ، اما به منظور تولید یک چنین انرژی ، اندام های جنسی باید از منبع ذهنی تغذیه شوند ، افکار و تصورات جنسی به عنوان مواد اوّلیّه ی تولید اسپرم و انرژی جنسی ، محسوب می شوند . زندگی یک انسان از تلفیق یک اسپرم با تخمک شکل می گیرد.تنها یک اسپرماتوزوئید(نطفه) این توانایی رادارد که انسان جدید خلق نماید.گفته می شود که در هر بار انزال مردها چیزی حدودمیلیون ها اسپرم از دست می دهند!!!

(ازاین قمست به بعد لطفا بحث را جدی دنبال کنید)

-دریک زمین کشاورزی زمانی که کشاورز تصمیم می گیرد دانه بکارد،بهترین انوان دانه ها را انتخاب می کند ، زمین را به خوبی شخم می زند و دوسه تا دانه می کاردونه میلیونها و زمانیکه این دانه ها بزرگ شده ورشدکردند،از آنها استفاده کرده ، میوه هایشان را می خورد وزندگی می کند.به عنوان مثال یک درخت لیمو را در نظر بگیرید.این درخت زمانی به مرحله ی تکانل خود می رسد که بتواند میوه های رسیده ی لیمو پرورش دهد.اما اگر کسی به این امر توجّه نداشته باشد و میوه ها را پیش از رسیده شدن کامل از درخت بچیند ، با این کار خود به رشد درخت صدمه وارد کرده واجازه نمی دهد که درخت به رشد و تکامل نهایی خود برسد.

-این امر د ر موردارتاط جنسی نیز صدق می کند.اگر فردی پیش از رسیدن به بلوغ کامل بخواهد از انرژی جنسی خود استفاده کند به بدن خود صدمات جبران ناپذیری وارد می کند که در زیر نگاه کوتاهی به این مشکلات خواهیم داشت.

-ارتباط جنسی و ورزش : اخیرا محققان لز وجود نیروی جنسی با خبر شده اند و سعی می کنند تا از این نیروبهره بگیرند وآن را برای مواردی دیگر ذخیره کرده و به کار گیرند و آن را برای مواردی دیگر ذخیره کرده و به کار گیرند.در ورزش مشت زنی ،هر مربی کار آمدی در حیم دوره آمادگی ، بوکسور خود را برای 90 روز از برقراری رابطه ی جنسی منع می کنند تا هم انرژی او بیشتر شود و هم بتواند مشتهای محکم تری به حریف خود وارد کند.

در تیم فوتبال نیز بازیکنان از 3 روز قبل از انجام بازی به حومه ی شهر انتقال داده می شوند ، تا انرژی آنها بر اثر برقراری رابطه ی جنسی تحلیل نرود.

در مسابقات قهرمانی جهان در سال 1986 ، تیم ملی کشور آرژانتین ازهمه تیم ها مدت زمان بیشتری را در اردوی آمادگی به سر بردونتیجه چه شد : بدون شکست از مسابقات بیرون آمد.

یک گزارش علمی اثبات می کند که تستوسترون نقش مهمی را در شکل دهی رفتار افراد بازی می کند . این هورمون به عنوان نوعی مخرک شناخته می شود که در کلیه ی حالات فردی ، از جمله عصبانیت و پرخاشگری نیز تاثیر گذار است.بنابر گزارش فوق در یک بازی فوتبال به راحتی می توان تشخیص داد که کدامیک از تیم ها برنده خواهند شد: تیمی که در رگ های خونی بازیکنانش میزان تستوسترون بیشتری موجود باشد.

درناسا که به گفته ی خودشان معتبرترین مرکز پژوهش های علمی جهان به شمار می رود ، فعالیّت های جنسی کلیّه ی دانشمندان که در آنجا مشغول به فعالیت هستند،تحت کنترل است تا پژوهشگران همیشه بتوانند بهترین و ضعیت ممکن ذهنی و جسمی قرار بگیرند.درگذشته مردهای یونان باستان تا سن 140 سالگی عمر می کردند، اما این روزها به دلیل بروز پاره ای از مشکلات نظیر خودارضایی آزارواذیت های جنسی ،غذاهای صنعتی ، استفاده از هورمون های مصنوعی (که مصارف مختلفی دارند،نظیرچاق کردن، بزرگ کردن زودرس جوجه ها و احشام) و کم تحرّکی و هزاران دلیل دیگر،فرآیند سالخوردگی از سنین پایینی(تقریبا 35 سالگی ) شروع می شود!

-درکل دنیا افراد انگشت شماری هستند که از نظر اقتصادی کنترل همه ی افراد را به دست گرفته اند.این افراد ازقدرت رابطه ی جنسی نیزبه خوبی اطلاع دارند، به همین دلیل کلیّه ی امکانات موجود را فراهم می آورند تا ذهن انسان را به این امر متمرکز کرده،عقل را از سر آنها بپرانندوکاری کنند تا آنها مطابق میلشان عمل کنند.آنها به خوبی می دانند که انسان های کم عقل ، سرشار از شهوت هستند . بر روی امیال جنسی خود هیچ گونه کنترلی نداشته و به راحتی می توان انها را مطیع ساخت.

-تئوری های پوچ مدرن در مورد ارتباط جنسی نوگرایانه که بر روی ارتباط جنسی تحقیق و بررسی می کنند،به سادگی به خود اجازه می دهند که قدرت و حق انتخاب جوانان را از بین ببرند.برخی از انها مواردی نظیر خودارضایی را به جوانان پیشنهاد می دهند.کیسی ، مستر و جانسون که به عنوان پایه گذاران مطالعات جنسی نوین شناخته می شوند بر این عقیده اندکه یک جوان می تواند چندین مرتبه در طول روز خودارضایی کند چراکه علم پزشکی هیچ گونه تاثیر جانبی خطرناکی را پیدا نکرده که مربوط به خودارضایی باشد. آنها بر این باورند که اهمیت خودارضایی به ویژه در زمان بلوغ که خصوصیات مردانه وزنانه در افراد بروز می کند،ازهمیّت بیشتری برخوردار می شودو به همان اندازه که در مردها اهمیت دارد برای خانم هانیز اهمیت دارد و مهم است. این افرادحتی معتقدند که زن و مرد می توانند در طول زمان قاعدگی ، باهم ارتباط جنسی داشته باشند!!

-اماپژوهش های علمی اثبات کرده اند که برقراری رابطه ی جنسی در زمان قاعدگی زیان آور است چرا که در این زمان مواد فاسدی از بدن زن خارج می شود که اگر الت تناسلی مرد با این مواد تماس پیدا کند آنها را جذب کرده،خواص ان از طریق خون به سلول های عصبی مغز انتقال پیدا می کند و بر روی قدرت جنسی مرد تاثیر نامطلوبی دارد.

و همچنین بسیاری از روابط جنسی مضر و بسیار خطرناک را حتی توصیه کرده اند که منویات و افکار پلیدشان را می رساند.

ارتباط خودارضایی با ضعف جنسی و انزال زودرس :

خودارضایی چه عوارضی در پی خواهد داشت؟

مثالی که پیشتر در مورد زمین های کشاورزی و دانه های لیمو بازگو کردیم را یک بار دیگر در ذهن مجسم کنید.در آن قسمت عنوان کردیم که اگر اوّلین برداشت پیش از رسیدن کامل میوه ها باشد، و کشاورز میوه های نارس رااز درخت بچیند ، عمر درخت کم شده و توانایی باروری آن نیز به شدّت کاهش پیدا می کند.این امر در مورد حیوانات نیز صدق می کند به همین دلیل هم هست که دامپزشکان اهمیّت زیادی برای این امر قائل هستند،باید بدانید که مطلب فوق در مورد انسان ها نیز صحت پیدا می کند.اگر آقایون شروع کنند به روابط جنسی با افراد مختلف ، و یا پیش از رسیدن به سن 21 سالگی ، خودارضایی را تجربه کرده باشند،(یعنی زمانی که اسپرم به بلوغ کامل نرسیده اند) این امر خلل جبران ناپذیری را به قوای جنسی شان وارد می کند و بعد ما عواقبی را در زندگی شان به وجود خواهد آورد.

زمانی که مرکزفعّالیّت جنسی به دلیل وجود مزاحمت هایی نظیر خودارضایی و یا آزار و اذیت های جنسی نتواند به درستی رشد پیدا کند،اندوخته و قوای جنسی از سن 35 سالگی به بعد رو به تحلیل می رود و این امر نه تنها تاثیر نامطلوبی بر روی دستگاه آلت تناسلی کی گذارد،بلکه عملکرد کلیه ی سیستم های بدن را نیز تحت الشعاع قرار می دهد : دستگاه هاضمه ، گردش خون ، عملکرد غدد مترشحه ، سیستم عصبی و ... این افرادبه سرعت از سن 35 سالگی به بعد شاهد فرآیند سالخورده شدن خواهند بود.خیلی زودتر از حالت طبیعی توانایی اشان از دست می دهند و متاسفانه خیلی سریع روانه گورستان خواهند شد.در چنین شرایطی ارگان های جنسیشان دچار اختلالات مختلفی شده اند و انواع بیماری های گوناگون به همراه بیماری هایی نظیر اختلال سیستم عصبی و دگر گونی سمپاتیک و پاراسمپاتیک و غدد درون ریز می شوند.

خودارضایی که ازجمله نقص های فرد به شمار می رود،سبب ایجاد تصورات شهوانی در ذهن خرد می شوند . در درازمدت فرد عدم تمایل جنسی به جنس مخالف خود را پیدا می کند.از نظرذهنی خسته می شود ، و دچار ناتوانایی های جنسی خواهند شد.

ساموئل اون ویر در بخش 9 کتاب خود با عنوان ازدواج موفق اینطور می نویسد که :تصورات جنسی و تخیلات شهوانی سبب ایجاد ضعف جنسی و ذهنی می شوند.شاید در نگاه اول این گونه افراد نرمال به نظر می رسند و مانند افرادعادی تحریک پذیر باشند،امّا زمانی که می خواهند با صرف مقابل ارتباط جنسی برقرار کنند و خواسته های او را بر آورده سازند ، به سرعت ارضا می شوند و آلت تناسلی به حالت اولیّه باز می گردد، و در بدترین حالت ممکن قرار می گیرد و دچارناامیدی و افسردگی می شوندوضربه ی عظیمی به هر دوطرف رابطه وارد می شود که باعث از هم پاشیدن شیراز ه ی خانواده می شود؛آنها در نوهمات خودشان را  غرق کرده اند ، که این توهمات هیچ ارتباطی و یا شباهتی به دنیای واقعی ندارد. به همین دلیل هنگامی که هنگامیکه در شرایط طبیعی قرار می گیرند ، نمی توانند از خود واکنش مناسب نشان داده و شکست می خورند.

-ضعف جنسی-ذهنی نقریبا ترسناک ترین تراژدی ای است که می تواند برای هر زن و مرد با احساس وبامنطقی اتفاق بیافتد.زمانیکه یک فرد جوان دست به خودارضایی می زند،بازه ی زمانی ، برای اوهیچ اهمیّتی ندارد،وترجیح می دهد که هرچه سریع تر خود را تخلیه کند. در اصطلاح علم روانشناسی این امر نهایتا منجر به بروزعارضه ای در مرد می شود.علاوه بر این اسشتمناسبب انبساط عضلات اسفنکتر می شودکه این عامل به نوبه ی خود موجب انزال زودرس را بیش از پیش فراهم آورد.از سوی دیگر نباید از این امر غافل شد که ملاتونین هورمون بی چون و چرای جوانی است.فرآیند سالخوردگی مستقیما به ترشح ایم هورمون در بدن بستگی دارد.این هورمون در زمان جوانی به وفور در بدن ترشح می شود واز سن 25 سالگی به بعد ترشح آن در بدن کاهش پیدا می کند.خودارضایی به ویژه در زمان جوانی ، باعث از دست رفتن میزان زیادی ملاتونین در یدن می شود.این امر غدّه ی کاجی شکل که در بدن ملاتونین ترشح می کند ، راضعیف کرده ، خاصیت مغناطیسی موجود در این غده را کاهش می دهدو به طور کلی سبب کاهش طول عمر آن می گردد.روابط جنسی نامشروع با افراد متعدد نه تنها از نظر فیزیکی مضرات بیشماری را در بر دارد، بلکه می تواند از نظر ر.حی . ذهنی نیز بر روی افرادی که این کار راانجام می دهند ،تاثیرات نامطلوبی می گذارد.افرادی که درمکالمات محّرک جنسی ، شرکت می کنند ، کسانی که به خواندن مجلات محرک جنسی معتادند و کسانی که به تماشای فیلم های ضد اخلاقی جنسی گرایش دارند، مبحث ظریف و مطبوع رابطه ی جنسی را به صورت وحشیانه ، به دورازانسانیّت ، و تنها با رضایت ذهنی با نکبت وبدبختی همراه می سارند.

-انسان ها باید یاد بگیرند که چگونه می توانند هوشمندانه زندگی کنند.

-عواقب خودارضایی : با توجّه به رویکردنفسانی-عاطفی رابطه ی جنسی ، فروید یکی از دانشمندان غربی معتقد است که رابطه ی جنسی محصول گردهمایی یک زن و یک مرد است که یکدیگر را دوست بدارند و مکمل یکدیگر باشند . به همین دلیل هم هست که خود فروید غربی خودارضایی را یک نقص فردی نامگذاری می کند ، به این دلیل که طرف دوّم در این ارتباط وجود ندارد مگر در خیال.در همین خودارضایی فرد اگر مرد باشد،اغلب یک زن را در ذهن خود مجسم می کند و اگر زن باشد یک مرد را در ذهن خود مجسم کرده و با او وارد رابطه جنسی می شود.در این حال خستگی چند برابر می شود،چراکه هم از نظر جسمس و جنسی از خود کار می کشد و هم از نظر ذهنی.

-تصویرشریک جنسی خیالی ، مانند یک لوح در ضمیر ناخودآگاه فرد حک می شود وسبب انزال های شبانه  ناخواسته می شود.به این ترتیب که فرد هرچه قدر بیشتر خودارضایی می کند،میزان این انزال های شبانه افزایش می یابد.دمای خارجی بدن در انسان 98 درجه فارنهایت است و دمای درونی آن 100 درجه فارنهایت ، این دما درزمان خودارضایی افزایش می یابد. زمانی که انزال به واسطه ی خودارضایی پدید می آید ، حرکات کرم وارجذب در کیسه های منی ایجاد می شوند ، اما به دلیل خودارضایی ، کیسه ی حاوی منی خیلی زودتر از زمان مقررتخلیه گردیده است.فرایند طبیعی بدین گونه است که کیسه های منی سعی می کنند تا خود را پر کنند، اما از آنجا که منی خیلی زودتر از بدن خارج شده،چیزی جز هوای مرطوب از طریق آلت تناسلی انتقال داده می شود،سپس به مغز انتقال پیدا کرده وباعث ایجاد شک دمایی شده وفضای سردی را میان مادّه ی مغزی و سلول ها ایجاد می کندواین امرواکنش نرمال مادّه ی مغزی ، سیستم عصبی و جسمانی رامختل مسازد.کیسه ی منی می بایست به جای جذب هوا،اسپرم جذب کند،اما این امر مقدور نخواهد بود چراکه اسپرم ها قبلا آزاد شده اند.علاوه بر این جذب هوا از جذب مایع ساده تر است.

-ساموئل اون ویر ،فیلسوف،انسان شناس غربی و روانشناس بخش مطالعات جنسی ، در کتاب خود با عنوان یادگیری علوم فردی در مورد این هوای سرد جذب شده تصریح می دارد که ، در خصوص افرادی که به شخصه استمنا می کنند ، به راجتی می توان گفت که چه ایرادی می تواند به وجود آید . زمانی که آنها خودارضایی می کنند،درحال ارتکاب جرم در برابر طبیعت عادی بدن خود هستند. وقتی انزال به واسطه ی خودارضایی پدید می آید،حرکات کرم وار جذب ایجاد می شوند که این حرکات برای هر مردی کاملا قابل درک و تشخیص است و به واسطه ی تاثیر خالی بودن کیسه ی منی ، این کیسه ها سعی می کنند تا خود را پر کنند و به همین دلیل هوای مرطوب از طریق آلت تناسلی مرد با همان حرکات کرمی شکل ، جذب می شود.

سپس این سیگنال ها به مغز فرستاده می شوند، به همین دلیل مایع مغزی زیادی در این میان از بین می رود ، و در نتیجه فرد از نظر ذهنی خسته می شود.بدنیست بدانید که تعداد بیشماری از مردها به دلیل عمل منفورخودارضایی دیوانه شده اند.مغزی که پر از هوا شود دیگر توانایی تفکر ندارد و قابلیّت ذهنی خود را به طور 100 درصد از دست خواهد داد.به همین دلیل ما هم این عمل نادرست را 100 درصد محکوم می کنیم.

-اسپرم ها حاوی رمز ژنتیکی  DNA(اسید دی اکسی ریبونوکلئیک(deoxyribonucleic acid ) یا اسید ریبونوکلئیک (ribonucleic acid ) ، آنزیم ها ، کلسیم ، فسفر ، نمک های بیولوژیک ، تستوسترون می باشند. زمانیکه استمنا صورت می پذیرد ، کلیه ی این اجزا ی حیاتی از بدن فردبیرون کشیده می شوند و اگر فرد در دوران بلوغ قرار داشته باشد ، امکان رشد کافی را پیدا نمی کند و نیرویی که در این مواد وجود دارد ، جذب نشده و ازبدن او خاذج می شوند . از آنجایی که میزان زیادی کلسیم به همراه منی از بدن خارج می شود ، فرد احساسا خستگی شدید ، دراستخوان ها می کند و ممکن است دچار کوفتگی پاشود.لازم به ذکر است که استخوان های تنومند نشان دهنده ی میزان قدرت فرد هستند.همان طور که می دانید گلبول قرمز خونی و پلاکت ها در مغز استخوان تولید می شوند.فرد جوانی که خودارضایی می کند،اجازه نمی دهد که مایع مغز استخوان به خوبی شکل بگیرد و باید تا آخر عمر خودشاهد عواقب آن باشد زمانیکه فسفر بیش از حد طبیعی به واسطه ی خودارضایی از بدن خارج می شود ، مشکلات عصبی از قبیل رعشه برای فرد ایجاد می شود.درزمان خودارضایی لسیتین نیزازبدن خارج می شود که ایم امر سبب فرسودگی سیستم عصبی می شود و به مرور زمان موجبات بی حالی و ضعف اعصاب ونهایتا مرگ تدریجی سلول های عصبی را فراهم خواهد آورد.

-دکتر اسپاتیک متخصص برجسته ی کالبد شناسی آمریکایی و رئیس جامعه ی عصب شناختی نیویورک درکتاب خود با عنوان انرژی خالق اظهار می دارد مه جنون های متفاوتی به واسطه ی خودارضایی وآزارواذیت جنسی پدید خواهد آمد ، چراکه مایع مغزی ابتدا سرشار از لسیتین است و سپس بواسطه ی انزال غیر مترقبه،از لسیتین خارج می شود . به همین دلیل ارگان ها به جای آن باید از بافت ها و اعصاب موجود در مغز استفاده کنند.

-درهربارانزال ،مردها چیزی درحدود 300تا400 میلیون اسپرم به همراه مقادیر زیادی انرژی از دست می دهند.واقعا چه می شد اگر انسانها می دانستند که چگونه می توانند از ایم انرژی به جای خارج کردن از بدن در بدن خودذخیره کنند ؟

-پروستات غده ای است که دقیقا در زیر گردنه ی مثانه قرار دارد ، مایعی به رنگ سفید کدر و لزج ترشح می کند که دقیقا به عنوان وسیله ای برای انتقال اسپرم ها به شمار می رود.این غده ها تقریبا در سن 21 سالگی به مرحله ی رشد کامل خود می رسد.زمانیکه فرد پیس از رسیدن به بلوغ کامل(در مردان سنی حدود 21 سالگی البته نسبت به شرایط متفاوت از جمله محیط زندگی متفاوت است) ، دست به خودارضایی مب زنند پروستات دچار ضعف و نقصان می شود این امر سبب بروز اختلالات مربوط به پروستات در سن 40 سالگی به بعد می شود .

-این اختالات بدین شرح است که غده ی پروستات بزرگ شده ، راه خروج ادرار را مسدود می کند ف و فرد برای تخلیه ی ادرار باید بالاجبار از سند پزشکی استفاده کند.این عارضه درست مانند وازکتومی ، سبب ایجاد ناتوانی جنسی می شود.بد نیست بدانید بچه هایی که پدر انها خود ارضایی می کرده ، در مواردی نمی توانند در سلامت کامل روحی و روانی به سربرند .آنها دارای بیماری های گوناگونی هستند چرا که از یک تخم نه چندان سالم به وجود آمده اند.

-ساموئل اون ویر درکتاب دیگز خود با عنوان آزمایش های بنیادین در بخش نوجوانی این طور می نویسد:فسشادی که به واسطه ی خودارضایی ایجاد می شود،قابلیّت هاوتوانایی های مغزی را به طور کامل از بین می برد.افراد باید توجه داشته باشند که ارتباط تنگاتنگی میان منی و مغز وجود دارد.مغز برای منی از اهمیّت ویژه ای برخوردار است و منی برای مغز مهم است . مفز برای منی ایجاد انرژی کرده وسبب انتقال آنها می شود،منی هم ذهن را تصفیه کرده ، و اگر در جهت درست هدایت شود ،توانایی های آن را ارتقا می بخشد. مطالعات فیلسوفانه ای که عمیقا بر روی عملکرد غده های درون ریز متمرکز شده اند بر این باورند که بدن طی فرآیند خودانزالی انرژی بی شائبه ای را از دست می دهد.چه بسیار افراد زیادی با چهره های زیبا بوده اند که در اثر انجام این عمل منفور زیبایی خود را از دست داده اند.چه بسا مغزهایی که منحط و فاسد شده اند ! و... وهمه ی این وقایع به دلیل آن است که انزال در شرایط و موقعیّت وزمان مناسب انجام نپذیرفته است.

-آمار وارقام گویای این مطلب هستند که این روزها خودارضایی در آقایون جوان بیش از پیش باب شده است.بیمارستان های روانی مملو از زنان و مردانی هستند که مغزشان به دلیل خودارضایی بیمار گشته و مقصد نهایی فردی است که به خودارضایی اعتیاد پیدا کرده است.

عزیزان من هیچ کس جز خودتان به یاری و اذن خداوند متعال نمی تواند نجاتتان دهد و بدانید که نهایت این امر به پوچی رسیدن و از دست دادن روحیه ی زندگی و تنفر از همه چیز و همه کس حتی خودتان هست. پس بجنبید تا دیر نشده است و به داد خودتان رسید.

ریشه یابی اصلی مشکل و راه برطرف کردن ان

مسئله مسخ شدن خیلی مهم است . مسخ یعنی چه ؟ شنیده‏اید كه می‏گویند در میان امم سالفه مردمی بودند كه در اثر اینكه مرتكب گناهان زیاد شدند ، مورد نفرین پیغمبر زمان خود واقع ، و مسخ شدند ، یعنی به یك حیوان تبدیل‏ شدند ، مثلا به میمون ، گرگ ، خرس و یا حیوانات دیگر . این را " مسخ‏ " می‏گویند . حال ، این مسخ به چه صورت است ؟ آیا " انسانها مسخ شدند " . یعنی واقعا حیوان شدند ؟ توضیحش را عرض می‏كنم : یك مطلب [ مسلم‏ است ] و آن این است كه انسان اگر فرضا از نظر جسمی مسخ نشود تبدیل به‏ یك حیوان نشود به طور یقین از نظر روحی و معنوی ممكن است مسخ شود تبدیل‏ به یك حیوان شود و بلكه تبدیل به نوعی حیوان شود كه در عالم ، حیوانی به‏ آن بدی و كثافت وجود نداشته باشد . قرآن از " « بل هم اضل »" ( 2 ) سخن می‏گوید ، یعنی از مردمی كه از چهارپا هم پست تر هستند.كه در دنیا جز گزندگی كاری نداشته و تمام لذتش آزار رسانی است ، به‏ صورت واقعی خودش كه عقرب است ، محشور می‏شود ، و آن كس كه در دنیا كاری جز میمون صفتی ندارد . در قیامت قطعا به صورت یك میمون محشور می‏شود و كسی كه [ در دنیا مانند ] یك سگ است ، به صورت یك سگ محشور می‏شود . " « یحشر الناس علی نیاتهم » " ( 1 ) مردم در قیامت مطابق‏ منویات و مقاصد و خواسته‏ها و مطابق خصلتها و صفات واقعی‏شان محشور می‏شوند . شما در این دنیا چه هستید ؟ چه می‏خواهید باشید ؟ چه چیز را می‏خواهید ؟ آیا خواسته‏های شما خواسته‏های یك انسان است یا خواسته‏های یك‏
درنده است ؟ یا خواسته‏های شما خواسته‏های یك چرنده است ؟ هر چه كه‏ خواسته شما باشد ، شما همان هستید ، و همان محشور می‏شوید كه هستید . این است كه ما را از همه پرستشها ، جز خداپرستی منع می‏كنند . هر چه را كه ما بپرستیم همان چیز می‏شویم . اگر پول پرست شویم ، پول جزء ماهیت ما و جزء وجود ما می‏شود . این پول در قیامت ، همان فلز گداخته است . قرآن‏
به این موجودهایی كه در دنیا ، این فلز جزء وجودشان شده و غیر از پرستش‏ این فلز ، كار دیگری نداشته‏اند ، می‏گوید : " « الذین یكنزون الذهب و الفضة و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم 0 یوم یحمی علیها فی‏ نارجهنم فتكوی بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم هذا ما كنزتم لانفسكم »" ( 2 ) همین پولها او را در آن عالم داغ می کنند ، آتشهای جهنم او هستند. این یکی از چیزهایی است که انسان را مسخ می کند .انسان عقده دار ، انسان معیوب است ، انسانی که یک ماده از مواد عالم را پرستش می کند نه اینکه ماده ای را مورداستتفاده قرار می دهد یک انسان معیوب و یک انسان مسخ شده است.

-خلاصه ی مطلب این که فردی که  دچار هواوهوس های جنسی شده است و گرفتار بیماری های جنسی شده است روح انسانیت در اثر تکرار این عمل منفور در او می میردوحقیقت او مسخ می شودو دیگرفقط به ظاهر انسان است.فردی که معتاد این عمل شده است باید به طور ریشه ای مشکلش بر طرف شود تا بتواند برای همیشه این کار را ترک کندو ابتدا باید تصمیم بگیرد که این کار را ترک کندوسپس عزمش را جزم کند و به دنبال شناخت عشق بزرگ تر وامیدبزرگ تری رود و سپس که معرفت پیدا کرد در او محبت وعشق پیدا می شود ومی تواند از بنداین هوا و هوس ها ولذت های کذایی رهایی یابد.اگر ما عظمت وجودی خود را بشناسیم دیگر خودرادر برابر این هوا و هوس های فانی کوچک و پست نمی کندوبه تن در نمی دهد.اوبه دنبال جاودانگی است و به دنبال چیز دیگری است. برای پدید امدن چنین باور واندیشه ای در انسان نیازبه همت بلند است و نبایددر این راه سست شد و هرگاه سست شدازخداوند متعال کمک بخواهد واو حتما کمکش خواهد کرد که او خودوعده دادو گفته است والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا.

درد انسان چیست ؟

اگر سد یک انسان درد بگیرد این درد از ان جهت که انسان است نیست چون سر یک حیوان مانند گوسفند هم درد می گیرد.این که سر انسان درد می گیرد از نوع دردهای حیوانی و شخصی است وچیزی که از آن به عنوان درد انسان تعبیر می کنند این نیست ، آن دردی که ارزش ارزشها  در انسان  است درد دیگری است.

گروهی مانند عرفای خودمان - آن دردی را که در انسان سراغ دارند و دائما آن را تقدیس می کنند ، دردخداجوئی است.می گویند این درد از محتصات انسان است وحتی انسان از این دلیل بر فرشته ترجیح  دارد که فرشته بی درد است و انسان درد دارد.

طبق نظر اسلام ، انسان یک حقیقتی است که در نفخه ی الهی در او دمیده شده و از عالم دیگری امده است و با اشیائی که در طبیعت وجوددارد ، تجانس کامل ندارد.انسان در این دنیا یک نوع احساس غربت واحساس بیگانگی و تجانس باهمه موجود های عالم می کند چون همه فانی و متغیر و غیر قابل دلبستگی هستند ، ولی در انسان ،دغدغه ی جاودانگی وجوددارد.این درد همان است که انسان را به عبادتو پرستش خداورازونیازوبه خدا نزدیک شدن وبه اصل خود نزدیک شدن می کشاند.

چندتمثیل زیبا درباره ی درد انسان

میبینیدچه مثالهایی درعرفان ما در این باره آمده است ! گاهی مثال می زنند به طوطی هایی که از جنگل هندوستان آورده اند وآنرا در قفسی زندانی کرده اند و این طوطی  همیشه ناراحت است ودر فکراین است که این قفس شکسته شود وبه جایی که مقر اصلی اوست بازگردد ، و گاهی انسان را به مرغی که از اشیانه خود دورافتاده باشد ، تشبیه می کنند.یکی از عالیترین تشبیهات ، همین تشبیه مولوی در اول مثنوی است.او انسان را تشبیه می کند به نی ای کرده که او را از نیستان بریده اندو حال دارد دائما ناله  وفریادمی کند و همه ی ناله وفریادش برای این فراق است.

بشنواز نی چون حکایت می کند

                                           از جدایی ها شکایت می کند

از نیستان تامرا ببریده اند

                                       از نفیرم مرد و زننالیده اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

                                                    تا بگویم شرح درد اشتیاق

بعد می گوید:

دودهان داریم گویا همچونی

                                   یک دهان پنهانست در لبهای وی

گاهی مولوی به شکل دیگری تشبیه می کند:

خرنبیندهیچه هندوستان به خواب

                                              خر نکرده است ز هندوستان اغتراب

می گویند فیل راکه از هندوستان می آورند، باید دائما برسرش بکوبند ، اگر نکوبند به یاد هندوستان میافتند ، مولوی در اینجا می گوید فقط فیل است که هندوستان رابه خواب می بیندچون از هندوستان آمده است.الاغ هرگرهندوستان رابه خواب نمی بیند،چون غریب هندوستان نیست و اوراازآنجا نیاورده اند.می خواهد بگوید انسان است که دغدغه ی بازگشت به عالم دیگررا دارد ، درد عرفانی دارد ، دردبازگشت به سوی حق و به سوی خدا را دارد ، درد مناجات و وصال حق را دارد.


جدای از این انسان مسول است.

همه ی ما به خاطر سرمایه هایی که خداوند متعال دردرون وبیرون ازخودمان ، برای ماقرارداده است مسئولیم.خداوند حکیم نعمت هارا بی جهتنمی دهد و بی جهت نمی گیرد واین داده ها راملاک برتری نمی شمارد.پس ناچار داده هایاوبازدهی میخواهند و در این بازدهی و در این بازگرداندن ودر اینکوشش هاست که برتری ها حقیق می یابدومسئولیت از همین جا ریشه می گیرد.هرکس که داردمسئول است و هرکس که بیشتر دارد مسئولیت بزرگتری خواهد داشت.باهمین توضیح مفهموم مسئولیت و مقدار مسئولیت روشن می شود ، و همین که مفهوم مسئولیت روشن شد دلیل آن و مقام بازخواست کننده از مسئولیت ها هم مشخص می گردد. در وجودما نعمت ها و سرمایه هایی هست که باید بارور شوند و بهره بیاورند وراهبلند ماراسرشارکنند.درفاصله ی تولّدو مرگ ، ما این سرمایه ها را از دست می دهیم، مگر آنکه این ها را به ثبت برسانیم و در جای خویش مصرف کنیم.این سرمایه هااگردرراه هوا ها وحرف ها ، و جلوه ها مصرف شوند سودی نمی آورند ، زیرا هواهای دل و حرف های خلق وجلوه های دنیا باتلاق هستند که سرمایه هارا در خود فرو می کشندو می بلعند وهرگز سودی برآن نمی افزایند.

وسوم بایدسرمایه ها را به جریان انداخت وگرنه احتکار است و باید در راه حق و درست به کار نداخت و گرنه اسراف و زیان است. و این همان درس پرمغز قرآن است که می گوید : انا للّه و ان الیه راجعون (156، بقره)

ما برای خدا هستیم و از ان او هستیم . نه برای هوس ها و هواها و حرف ها وجلوه ها ، ما برای او هستیم و این است که به سوی او بازمی گردیم و داده ها را در راه او می ریزیم.

ما برای او هستیم و جهت حرکت ما . هدف ما و بازگشت ماست.هرکس که داراست ، دارای نعمتی ، ثروتی ، همّتی ، فکری ، و دارای قلمی ، قدمی ،درمی و ... هرکس که داراست مسئول است که انچه که داشته کجا خرج کرده و برای چه مصرف کرده و به سوی کجا بازگردانیده ...

خلاصه :

داده ها بازدهی می خواهند.

سرمایه ها باید سودی بیاورند.

انچه از اوست باید برای او باشد.

مسئولیت بر اساس این پایه ها استوار است.

مسولیت چیست

مسئولیت درختی است که زمینه ی ان شناخت ها و ریشه ی ان اعتقاد ها و بهار ان بحران ها و حادثه ها و گرفتاری است. هنگامه که زمینه هاغنی بودند و  سر شار وریشه ها محکم بودندوزنده ، در هر بهاری این درخت شکوفه می دهد و بار می آورد و حتی هیچ افتی نمی بیند ، چون افت ها از کمبود تغذیه و فقر زمینه ها مایه می گیرد.

در زمینه ای که انسان مجهول است ، و هستی مجهول است و نقس انسان هم مجهول است در این زمینه ریشه ی عقیده زنده نخواهد ماند و در این کویر اعتقادی سبز نخواهد شد و سئولیّتی نخواهد رویید.

واگر کسی در این زمینه و با این ریشه مرده مسئولیتی را گردن گرفت جدا ادم مفلوکی است که دارد با احساسات و عادت هایش زندگی می کند و نه با انتخاب و سنجش و ارزیابی اش.

آن ها که شناخت ها و عقیده ها را از دست داده اند و باز هم ادم های خوب و مسئولی باقی مانده اند توجیهی جز عادت و یا حماقت برای خوبی ها و مسئولیت شان نیست.

مسئولیت رابطه ی مستقیمی با شناخت ها و با شناخت حکمت و شعور در هستی دارد.

مسئولیت هنگامی مفهوم پیدا می کند که در هستی خدایی و حکمتی و شعوری باشدو در هستی لش و احمق ، دیگر مسئولیتی نیست.در این هستی ابله ، خوبی و بدی برابر می شوند و معیاری برای خوبی و بدی باقی نمی ماند.

آن جا که بصر نیست چه خوبی چه زشتی !

در این سطح حتی اومانیسم ( انسان محوری ) و اگزیستانسیالیسم ( ازادی فردی و نسبی گرایی ) نمی توانند میزانی بسازند و معیاری به دست بدهند ، چون این مکتب ها نه زمینه ای داردند و نه ریشه ای ، فقط در اوج از یک سری مطالب هماهنگ برخوردارهستند.

این انسان با این مترها و معیارها پایش به جایی بند نیست و از زمینه ای و ریشه ای نیبی ندارد.

ودلیلی برای انسان بودن ندارد.

ودلیلی و معیاری برای کارهای انسانی خود نداردوملاکی و میزانی برای خوب و بد ندارد.حتی اصل انصافش : آنچه برای خودت می خواهی برای دیگران بخواه ، هیچ توضیحی ندارد که چرا برای دیگران همان را بخواهم که برای خودم می خواهم ؟

و هنگامی که این اصل بدون توضیح و بدون زیر بنا ماند ، و هنگامی که خود انسان دلیلی برای بودن و برای انسان بودن نداشت، و هنگامی که معیاری و میزانی برلی کارهای انسانی نبود ، جز فلسفه پوچی چیزی نخواهد ماند.(پوچی هنگامی مطرح می شود که انسان مصرف نداشته باشد.یک لباس ، یک ماشین ، یک کفش هنگامی که بی مصرف شد،یعنی زمینه ای برای به جریان افتادن نداشت بیهوده می شود.و بی مصرف می شودوپوچ.)

 

 




نگارش در تاریخ پنجشنبه 26 بهمن 1391 توسط امیر بنی زمان | نظرات ()
قالب وبلاگ